از رابطه پدر وپسر که نگو حسودیم میشه یه بال بالی میزنه وقتی بابایی رو میبینه تازه همش باهم کشتی هم میگیرن!!!!
شوهر جان هنوز در حال درس خوندنن چون اسفند امتحان داره.من و پسری هم بیشتر مواقع تنهاییم
حالا سپر خوابه (البته ۲ بار بیدار شده) تا من بتونم این ها رو بنویسم.
حالا همه چیز تغییر کردهمخصوصا حالا که بیشتر دختر عموها وپسر عموهام ازدواج کردنبا خانواده همسرشون هستن حتی پدر و مادرمون رو هم تو این شب نمی بینیم مثل من که دورم ازشون.
در ضمن این اولین شب یلدائیه که سپهر
با ماست.همین طور نی نی عمه خاله که تا ۲۰ روز دیگه به دنیا میاد
. امید وارم به همتون امشب خوش بگذره وتاسال دیگه شب یلدا به آرزوهاتون رسیده باشین.
روزها میگذرن ومن هنوز به وزن قبلی بر نگشتم بیشتر به خاطر اینکه تمام مفصل هام درد میکنه البته یه مربی ورزش تو خونه به من آموزش میده ولی این کافی نیست .نمی دونم دیگه باید چی کار کنم!! خب برنج رو کم کردم ولی نمیشه دیگه![]()
حالا دیگه سپهر خیلی فرق کرده الان ۷ ماه و نیمه. خیلی هم شیطون شده ولی هنوز دندون در نیاورده لثه هاش ورم داره چند روزی هم هست که خیلی اذیت میکنه فکر میکنم به خاطر دندوناشه.باید تحمل کرد البته اگه باباییش نبود نمی دونم چی کار باید می کردم![]()

خب تو اين مدت خان دايي جون رو دامادش كرديم. مجبور شدم نزديك ۱ ماه برم شمال خيلي خوش گذشت.
بعد از اون هم آقا پسري مريض شد و حسابي حالمون رو گرفت.دكترش ميگه يه نوع آلرژي داره . به سرخ كردني ،ادويه جات، گوجه فرنگي و ...
كه باعث ميشه سرفه كنه و راه تنفسي اش بسته بشه كه بايد فورا ببريمش توي حموم بخار بعد هم آمپول بتامتازون.خلاصه حسابي كلافه شدم.راستي عكس قبلي ۶ماهگي سپهر بود.

دیگه اینکه الان ۶ روزه که رفته توی ۷ ماه دو هفته هم هست کهسعی میکنه بشینه تازه دو روزه یک کم میشینه. بچه زیاد شلوغی نیست سعی میکنم تو همین مسافرت ازش عکس بگیرم و بذارم![]()
بيچاره نگهش داشته تا من يه ذره بتونم بنويسم ،سپهر كوچولو هم شيطون شده الان ۶ ماهشه .
آرام جان پرسيده بود به سپهر غذا چي ميدم :
سوپ با ماهيچه -حريره بادام-عسل-موزو...خلاصه بيشتر چيزهاي مقوي
توضیح برای مفقود شدنم تلفنمون تازه وصل شده بعد از ۵ ماه جابجایی.
منم خیلی از قافله عقب موندم .سپهر دیگه از حال و هوای نوزادی در اومده دهم رفته توی ۶ ماه .
من خیلی تاخیر داشتم ببخشید دلیلش هم این بود که تا خط تلفن جدیدمون وصل بشه طول می کشه هنوز که نیومده ولی بالاخره یه جایی پیدا میشه که من پست جدیدمو بذارم
سپهر ما الان سه ماه ونیمه که به دنیا اومده و خیلی هم شیرینه دلمون براش ضعف میره خودتون عکسش رو ببینین و بگین دروغ میگم!!!!!!!
الن میتونه خودشو خیلی سفت و محکم نگه داره تازه بعضی اوقات هم شروع میکنه به قان قون کردن که کلی حرف میزنه
خلاصه کلی مشغولم کرده .
راستی از همه دوستان عا جزانه تقاضا میکنم روش لاغر شدن در زمان شیر دهی رو به من بگن ![]()
از اینکه تاخیر داشتم اونم اینقدر زیاد ببخشید.من تمام سیستم کامپیوترم رو جمع کردم چون از یک ماه پیش همه وسایل خونمون رو جمع کردیم نصفش رو هم فروختیم تا بریم خونه جدید ولی هر روز یه جای خونه خرابه وباید درستش کنن .
ما هم خونه مادر شوهرم هستیم دو هفته هم خونه مامانم بودم انشاالله تا آخر هفته میریم خونمون
من هم زود به زود آپ میکنم