از آغاز عشقمون 6سال میگذره حالا هم منتظر یه کوچولوی خوشگلیم
هفته ۳۶ تمام شده واز شنبه وارد هفته ۳۷ میشم که میگن هر وقت بچه به دنیا بیاد مشکلی نداره ولی من میترسم که بدون برنامه ریزی زایمان کنم...
خب این فرشته کوچولو که تقصیری نداره بخواد زود به دنیا بیاد چون حتما وزنش هم کمتر میشه در ضمن اسم آقازاده رو احتمال زیاد سپهر می شه
جیگرم (اگه یهو دختر از آب در نیاد
)
بهر حال باید از هفته دیگه کاملا آماده باشیم برای ورود این شازده کوچولو. دلم می خواد هر چه زودتر تو بغلم بگیرمش![]()
تو رو خدا همه اونهایی که حامله هستن برای هم دعا کنن میگن دعای زن باردار خیلی میگیره![]()

پس همیشه و همه جا سعی کن دوست داشته باشی تا دوستت بدارند .
امیدوارم همیشه خوش وشاد باشی
در کنار بابا ونی نی که قراربه این دنیا پا بذاره
امیدوارم از اومدنش به این دنیا همیشه خوشنود وشاد باشه .
ما که آماده شدیم برای ورودش باباییش که دیگه تحملش داره تموم میشه میگه اتاقش که آماده شده پس به دنیا بیاد دیگه
اتاقش که خیلی خوشگل شده البته عمه خاله وشوهرش قراره دیزاین اتاقش رو درست کنن که دیگه چه شود
از خاله دریای بی معرفت هم که خبری نیست
از فردا باز هم خونه نشینی و انتظار وانتظار....
راستی اونایی که تجربه دارن :چه وسایلی باید برای بیمارستان آماده کرد؟
در ضمن ما هنوز اسمی برای نی ین انتخاب نکردیم یعنی بیشتر دودلیم
سپهر. سام .ارشیا هستی .سوگل.رها
دیروز صبح رسیده تاسه شنبه هم پیشمون میمونه کمه ولی بهتر از هیچ چیه ...چون با شوهرش کامی هم خیلی جوریم یه هم پسر
دارن که هم سن داداش کوچیکمه باهم که هستن واییییییی به حال تلویزیون و سی دی و کامپیوتر و....... کلا هر چی که مربوط بشه به فیلم و بازی. تازه دستگاه بازیشون همیشه و همه جا باهاشونه. مثلا هر روز میرن فیلم می خرن.
اگه رو ببینن از ۸ صبح تا وقتی چشماشون اجازه بده نگاه میکنن
حالا مگه کسی جرات میکنه به این دو تا شازده حرف بزنه مامانم اینا و خاله می کشنش اینا هم دوم و سوم راهنمایی هستن
راستی از شازده کوچولوی خودمون بگم که ۲۸ روز دیگه بیشتر نمونده
یعنی از دو هفته دیگه خطر بکلی رفع میشه کم کم خیالم داره راحت میشه ورجه ورجه هاشم که مارو کشته دیگه خواب ندارم از حالا تا چند ماه بعد از به دنیا اومدنش
(البته اینجور که همه تعریف میکنن)
قرار شده دوشنبه با خاله زیزی بریم ما بقی خرت وپرت های شازده رو بخریم بعدش هم اتاقش رو بچینیم ومنتظرش بمونیم تا بیاد.
راستی خدمت خاله دریا(مادر زن گرام پسرم)برسونیم که از سنگین شدن نگو
که دارم میترکم البته فقط شکمم فقط رشدش به طرف جلوئه نمیدونم چرا؟بعضی وقتها فکر میکنم پهلو هام داره سوراخ میشه.
شدت حرکتش هم که خیلی زیاده مثل ماهی وول میزنه دل درد میشم
ولی خب خیلی شیرینه خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوست دارم عزیز مامان![]()
![]()
این هفته ۳۴ بارداریه
. دقیقا ۳۲ روز به تولد نی نی و باباش مونده
.آخه روز تولد بابایی قراره به دنیا بیاد خدا کنه مثل اون هم مهربون بشه
جمعه مهمون برامون اومده از شمال مامان وبابا ودختر عمو وشوهرش و شیوای من .اینجوری کمتر احساس تنهایی میکنم . بیچاره عمه خاله مرده بود از بس که ازش بیگاری کشیدیم یک کم وقتش بود که استراحت کنه
این شیوای سرتق که نگو خیلی با نمکه اصلا آدم زمان رو حس نمیکنه با اون ماتیک زدنش
منو کشته
.آخه اون فقط ۷ سالشه ولی مثل آدم بزرگاست روز۱ اردیبهشت هم میره تو۸ سال
خلاصه با این همه تعریف هایی که میکنن شک پیدا کردم که نی نی مون چیه؟
راستی دریا جان منظورت چی بود ما رو ترسوندی حتما میل بزن؟